قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۵/۱۷ - ۱۴:۳۶

آیا جاودانگیِ بهشت، خسته کننده نیست؟

چنانچه میان دنیا و عالم قیامت مشابهت‏هایى وجود دارد، تفاوت‏هایى نیز هست؛ درست مانند حیات افراد در عالم دنیا و زندگى طفل در رحم مادر، به طورى که تفاوت دوره نه ماهه تا حدود نود ساله دارد. بعضى از تفاوت‏هاى دنیا و آخرت از این قرار است.

آیا جاودانگیِ بهشت، خسته کننده نیست؟

 

به گزارش «سراج24»، چنانچه میان دنیا و عالم قیامت مشابهت‏هایى وجود دارد، تفاوت‏هایى نیز هست؛ درست مانند حیات افراد در عالم دنیا و زندگى طفل در رحم مادر، به طورى که تفاوت دوره نه ماهه تا حدود نود ساله دارد. بعضى از تفاوت‏هاى دنیا و آخرت از این قرار است:
 
۱ . ثبات و تغییر
در این جهان حرکت و تغییر هست؛ کودک، جوان مى‏گردد، کامل مى‏شود، به پیرى مى‏رسد و سپس مى‏میرد. در این جهان نوها کهنه مى‏شوند و کهنه‏ها از بین مى‏روند؛ ولى در جهان آخرت پیرى و کهنگى وجود ندارد و مرگى در کار نیست: آنجا جهان بقا و اینجا جهان فنا است. آنجا خانه ثبات و قرار و اینجا خانه زوال و فنا است .
 
۲ . زندگى خالص و ناخالص‏
در این جهان مرگ و زندگى با هم آمیخته است؛ هم حیوان است و هم جماد و هر کدام به دیگرى تبدیل مى‏گردد؛ ولى در آخرت یکپارچه حیات است. زمین آخرت، جواهر و سنگ ریزه‏هاى آن، درخت و میوه آن، همگى حیات دارند. حتى آتش آنجا درک دارد؛ قرآن مى‏فرماید: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ »؛ عنکبوت (۲۹ )، آیه ۶۴ . ؛ «همانا منحصراً خانه آخرت، خانه‏اى است که زنده است» . آخرت یک موجود زنده و یک حیوان جاندار است، حتى اعضا و جوارح انسان فهم و درک دارند و سخن مى‏گویند یس (۳۶ )، آیه ۶۵ و فصلت (۴۱ )، آیه ۲۱ . .
 
۳ . کشت و درو
دنیا خانه کشت و بذر پاشیدن است و آخرت جاى بهره بردارى و دروکردن است . امام على‏علیه السلام فرمود: «امروز کار است و محاسبه نیست و فردا محاسبه است و کار و عمل نیست»؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه ۴۲، ص ۹۴ . و «اى بندگان خدا! هم اکنون که زبان‏ها آزاد و بدن‏ها سالم است و اعضا فرمان مى‏برد و میدان فعالیت باز است؛ بکوشید»؛ همان، خطبه ۱۹۶، ص ۴۱۲ . .
 
بهشت و بهشتیان‏
ما در این عالم تصور کامل و درستى از نعمت‏هاى بهشتى نداریم؛ آنچه هم مى‏دانیم، الفاظى است که از قرآن و روایات شنیده‏ایم و براى ما به طور آشکار قابل درک نیست. به نمونه‏هایى از اوصاف بهشت که در قرآن آمده، فهرست وار اشاره مى‏کنیم:
 
۱ . همه با هم با صفا و صمیمیت زندگى مى‏کنند؛ هیچ گونه دشمنى، حسادت و کینه وجود ندارد اعراف (۷ )، آیه ۴۲ . .
۲ . در بهشت لغو، بیهودگى، دروغ، ناسزا، زخم زبان و... نیست مریم (۱۹ )، آیه ۶۲ و واقعه (۵۶ )، آیه ۲۳ . .
۳ . نسیم بهشتى بسیار مطبوع و دلربا و ملایم است، نه خورشیدى هست که گرماى آن ناراحت کننده باشد و نه زمهریرى که سرماى آن رنج دهد انسان (۷۶ )، آیه ۱۳ . .
در وصف هواى بهشت همین بس که قرآن ۳۶ مرتبه فرموده: «باغ‏هایى که شاخه‏هاى آن بر هم گردن نهاده و در پاى درخت‏هایش نهرهاى آب زلال جارى است . درخت‏هایى که خشک شدن و فاسد گشتن و کهنه شدن ندارند و انواع و اقسام میوه وجود دارد» واقعه (۵۶ )، آیات ۲۸-۳۱ . .
۴ . وسعت بهشت به مقدار پهنه آسمان‏ها و زمین است آل عمران (۳ )، آیه ۱۳۲ . . براساس احادیث جایگاه ساده‏ترین افراد بهشت، به قدرى بزرگ است که هرگاه جن و انس بر او وارد شوند؛ جا و وسیله پذیرایى هست بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۲۰ .، بهشت نعمت‏هاى دائمى دارد، نه فصلى رعد (۱۳ )، آیه ۳۵ و واقعه (۵۶ )، آیه ۳۳ .. در یک کلام بهشت و نعمت‏هاى آن، براى هیچ کس قابل تصور نیست، نعمت‏هایى که هیچ چشمى، ندیده و هیچ گوشى نشنیده است سجده (۳۲ )، آیه ۱۷ . .
 
با توجه به این نکات، باید گفت که درست است که انسان از یکنواختى ملول و خسته مى‏شود و طالب تجدد و تنوع است .
هر زمان نو صورتى و نو جمال‏ تا ز نو دیدن فرد میرد ملال‏
 
برخى گفته‏اند: این خصیصه ذاتى بشر است که مشتاق چیزهایى است که ندارد و داشتن و وصال، مدفن عشق و علاقه و خواستن است! اما نظر دقیق‏تر این است که اگر واقعاً چیزى مطلوب و محبوب غریزى و ذاتى و به خصوص فطرى انسان باشد، ممکن نیست که وصال و رسیدن، او را سرد و افسرده کند .
 
نعمت‏هاى بهشتى همه مطابق خواسته‏هاى ذاتى و فطرى انسان است؛ از این رو انسان هرگز از آن خسته و ملول نمى‏شود و هیچ گاه تمناى تعویض و تبدیل آن را نمى‏کند. همچون علاقه طفل به دامان مادر که هیچ گاه احساس خستگى نمى‏کند؛ بلکه نگران این است که مبادا مادر از او جدا شود. به همین جهت خداوند متعال در توصیف بهشت و بهشتیان مى‏فرماید: «خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً »؛ کهف (۱۸ )، آیه ۱۰۸ . ؛ «جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى‏کنند» .
 
هر انسانى در حد توان و استعداد خودش، به تمام خواسته‏ها و مطلوب‏هاى خویش مى‏رسد هنگامى که به هدف اصلى رسیده، دیگر به دنبال هدف دیگر نمى‏گردد . علاوه بر اینکه بهشت، داراى مراتب و درجاتى است و هر انسانى متناسب با استعدادها و مطلوب‏هاى خویش و زمینه‏هایى که در دنیا فراهم کرده، از درجات و بهشت‏هاى گوناگون، بهره‏مند مى‏شود . از این رو برخى در بهشت «رضوان»، گروهى در بهشت «فردوس» و عده‏اى در بهشت‏هاى دیگر جاى مى‏گیرند . هر انسانى به تناسب ویژگى‏هاى اخلاقى و تلاشى که در این دنیا انجام داده، به مراتبى از بهشت و بهشت‏ها دست خواهد یافت .
 
امام خمینى رحمه الله خطاب به رهروان نور و هدایت مى‏فرماید: «بدان اى عزیز که عزم و اراده قویه در آن عالَم، خیلى لازم است و... یکى از مراتب بهشت - که از بهترین بهشت‏ها است اراده و عزم است که انسان تا داراى اراده نافذ و عزم قوى نباشد، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود» شرح چهل حدیث، ص ۱۲۵، (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى) . .
 
بنا بر آنچه گفته شد، بهشت تنها جاى خوردن و آشامیدن و بهره‏مندى از لذت‏هاى مشهور نزد عموم مردم نیست؛ بلکه کسانى که در این دنیا لذت‏هاى عمومى براى آنها جاذبه نداشته و با همت و تلاش، به دنبال دستیابى به مراتب علمى و معنوى بوده‏اند و یا با حفظ ایمان، در جهت اجراى طرح‏هاى عظیم، براى جامعه بشرى تلاش کرده‏اند؛ به طور یقین از بهشت‏ها و مراتب بهشت بالاتر بهره‏مند خواهند شد . هیچ‏گونه رکود، سکون و خستگى براى آنها پیش نمى‏آید و آنان تحقق آرزوهاى دست نیافته خود را به طور آسان‏تر و بدون مزاحمت در آنجا خواهند یافت .
حال ممکن است سؤال شود: آیا زندگى در بهشت خستگى آور نیست؟ انسان هر چه را نداشته باشد، وقتى به آن دست یافت، لذت مى‏برد. اگر قرار باشد همه نعمت‏ها را به بهترین صورت در یک زمان به انسان بدهند، آیا زندگى یکنواخت و ملالت آور نخواهد شد؟
 
در پاسخ به این پرسش، نظر سه تن از اندیش‏وران و دانشمندان بزرگ نقل مى‏شود:
۱ . شهید مرتضى مطهرى‏
اگر آنچه که در بهشت هست، از نوع آن چیزهایى است که در دنیا است، مطلب از همین قرار است که در سؤال آمده؛ یعنى، آنجا هم انسان دچار دلزدگى و خستگى خواهد شد . امّا در بهشت انسان به چیزى مى‏رسد که عین خواسته نهایى او است و آن کمال مطلق است . به طورى که بعد از آن کمالى نیست که انسان در آرزوى مافوق آن باشد . قرآن هم ظاهراً براى همین نکته بوده است که این تعبیر را درباره بهشت مى‏کند: «لایَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً »؛ کهف (۱۸ )، آیه ۱۰۸ .؛ برعکس نعمت‏هاى دنیا - که وقتى داشته باشد خسته و طالب تحول و تجدد مى‏شود اگر به انسان چیزى بدهیم که ماوراى آن چیزى نیست و آن «همه چیز» باشد، دیگر خستگى معنا ندارد .
اینجا است که اهل معرفت معتقدند: مطلوب واقعى انسان (یعنى آنچه که در آرزوى انسان است) غیر از غریزه‏ها است . غریزه حساب دیگرى است؛ یک نیروى تقریباً مادّى و حیوانى است که انسان را مى‏کشاند . آن چیزى که به صورت هدف و ایده و کمال آرزو در انسان واقعاً وجود دارد، غیر از خدا هیچ چیز نیست .
حافظ مى‏گوید:
روشن از پرتو رویت نظرى نیست که نیست‏ منت خاک درت بر بصرى نیست که نیست‏
 
ناظر روى تو صاحب نظرانند آرى‏ سرّ گیسوى تو در هیچ سرى نیست که نیست‏
 
یا سعدى مى‏گوید:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرم از اوست‏ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست‏
 
نه فلک راست مسلّم نه ملک را حاصل‏ آنچه در سرّ سویداى بنى آدم از اوست‏
 
آنچه که در سّر سویداى بنى آدم مى‏دانند، همین است که او جز با خداى خودش با هیچ جا پیوند واقعى ندارد ؛ با هر چه پیوند داشته باشد، پیوندى است موقتى و مجازى، و روزى این پیوند را خواهد برید معاد، ، ص ۱۷۰ - ۱۷۲ . .
 
۲ . آیت اللَّه جوادى آملى‏
ما اگر معناى ثبات را از سکون جدا کنیم و براى ما روشن شود که به دارالقرار مى‏رسیم، این سؤال براى ما مطرح نیست .
ما یک ساکن داریم و یک ثابت . مثلاً درختى اینجا ساکن است، امّا بالاخره از بین مى‏رود . امّا معادلات ریاضى ثابت هستند و زمان ندارند . نه در مکان خاصى و نه در زمان خاصى قرار دارند . قضایاى ریاضى نه در مکانى هستند که بشوند متمکّن و نه تاریخ و زمان دارند که بشوند متزّمن . اگر چیزى نه زمان دار بود و نه مکان دار، ثابت است و نه ساکن . انسان هم که به دار ثبات و دارالقرار مى‏رسد، خستگى و دلزدگى براى او معنا ندارد؛ زیرا آنچه ملال آور است، رکود و سکون است، نه ثبوت و لذت دائمى .
 
۳ . آیت اللَّه حسن زاده آملى‏
به فرموده خداى متعال: «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها »؛ ق (۵۰ )، آیه ۳۵ . ؛ «(-(در بهشت )-) براى آنان هر چه بخواهند حاضر است» .
این آیه و آیات مشابه، دلالت مى‏کند که خواسته‏هاى نفس در عالم آخرت، به انشاى (ایجاد ) او است، بلکه همه لذّت‏ها و رنج‏هاى او در آن عالَم، از مقوله فعل‏اند، نه اِنفعال .
لذّت‏هاى دنیوى همه از قبیل انفعال‏اند؛ یعنى، از خارج بر نفس وارد مى‏شوند و در وى اثر مى‏کنند. برخلاف لذت‏هاى آخرت که از باب فعل و تأثیر و انشاى نفس‏اند . در روایت آمده است: فرشتگان باید از اهل بهشت اجازه بگیرند تا بر آنان وارد شوند و بالاترین سلطنت‏ها همین است که اهل بهشت، هر چه اراده کننده، بشود .
 
آنچه ملالت و خستگى را به دنبال دارد، انفعال نفسانى است؛ نه فعل و تأثیر و انشاى نفس و لذا در عالم آخرت، هیچ گونه خستگى و مَلالتى وجود ندارد هزار و یک نکته، نکته ۷۹۶ و ۹۲۳ . .
در پایان گفتنى است: آن گاه آدمى از لذتى دلزده مى‏شود که رفته رفته خسته شود و لذت او رو به کاهش باشد . اما اگر خستگى بر انسان عارض نشود و همچنان آدمى در اوج لذت باشد، احساس دلزدگى براى او پیش نمى‏آید . و این همان ویژگى نعمت‏هاى بهشت و لذت‏هاى بهشتیان است که خداوند متعال به لطف و کرامت خود، به تمامى مؤمنان درستکار و بندگان دوست‏دارش نصیب مى‏فرماید .
 
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••