به گزارش «سراج24»، چنانچه میان دنیا و عالم قیامت مشابهتهایى وجود دارد، تفاوتهایى نیز هست؛ درست مانند حیات افراد در عالم دنیا و زندگى طفل در رحم مادر، به طورى که تفاوت دوره نه ماهه تا حدود نود ساله دارد. بعضى از تفاوتهاى دنیا و آخرت از این قرار است:
۱ . ثبات و تغییر
در این جهان حرکت و تغییر هست؛ کودک، جوان مىگردد، کامل مىشود، به پیرى مىرسد و سپس مىمیرد. در این جهان نوها کهنه مىشوند و کهنهها از بین مىروند؛ ولى در جهان آخرت پیرى و کهنگى وجود ندارد و مرگى در کار نیست: آنجا جهان بقا و اینجا جهان فنا است. آنجا خانه ثبات و قرار و اینجا خانه زوال و فنا است .
۲ . زندگى خالص و ناخالص
در این جهان مرگ و زندگى با هم آمیخته است؛ هم حیوان است و هم جماد و هر کدام به دیگرى تبدیل مىگردد؛ ولى در آخرت یکپارچه حیات است. زمین آخرت، جواهر و سنگ ریزههاى آن، درخت و میوه آن، همگى حیات دارند. حتى آتش آنجا درک دارد؛ قرآن مىفرماید: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ »؛ عنکبوت (۲۹ )، آیه ۶۴ . ؛ «همانا منحصراً خانه آخرت، خانهاى است که زنده است» . آخرت یک موجود زنده و یک حیوان جاندار است، حتى اعضا و جوارح انسان فهم و درک دارند و سخن مىگویند یس (۳۶ )، آیه ۶۵ و فصلت (۴۱ )، آیه ۲۱ . .
۳ . کشت و درو
دنیا خانه کشت و بذر پاشیدن است و آخرت جاى بهره بردارى و دروکردن است . امام علىعلیه السلام فرمود: «امروز کار است و محاسبه نیست و فردا محاسبه است و کار و عمل نیست»؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه ۴۲، ص ۹۴ . و «اى بندگان خدا! هم اکنون که زبانها آزاد و بدنها سالم است و اعضا فرمان مىبرد و میدان فعالیت باز است؛ بکوشید»؛ همان، خطبه ۱۹۶، ص ۴۱۲ . .
بهشت و بهشتیان
ما در این عالم تصور کامل و درستى از نعمتهاى بهشتى نداریم؛ آنچه هم مىدانیم، الفاظى است که از قرآن و روایات شنیدهایم و براى ما به طور آشکار قابل درک نیست. به نمونههایى از اوصاف بهشت که در قرآن آمده، فهرست وار اشاره مىکنیم:
۱ . همه با هم با صفا و صمیمیت زندگى مىکنند؛ هیچ گونه دشمنى، حسادت و کینه وجود ندارد اعراف (۷ )، آیه ۴۲ . .
۲ . در بهشت لغو، بیهودگى، دروغ، ناسزا، زخم زبان و... نیست مریم (۱۹ )، آیه ۶۲ و واقعه (۵۶ )، آیه ۲۳ . .
۳ . نسیم بهشتى بسیار مطبوع و دلربا و ملایم است، نه خورشیدى هست که گرماى آن ناراحت کننده باشد و نه زمهریرى که سرماى آن رنج دهد انسان (۷۶ )، آیه ۱۳ . .
در وصف هواى بهشت همین بس که قرآن ۳۶ مرتبه فرموده: «باغهایى که شاخههاى آن بر هم گردن نهاده و در پاى درختهایش نهرهاى آب زلال جارى است . درختهایى که خشک شدن و فاسد گشتن و کهنه شدن ندارند و انواع و اقسام میوه وجود دارد» واقعه (۵۶ )، آیات ۲۸-۳۱ . .
۴ . وسعت بهشت به مقدار پهنه آسمانها و زمین است آل عمران (۳ )، آیه ۱۳۲ . . براساس احادیث جایگاه سادهترین افراد بهشت، به قدرى بزرگ است که هرگاه جن و انس بر او وارد شوند؛ جا و وسیله پذیرایى هست بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۲۰ .، بهشت نعمتهاى دائمى دارد، نه فصلى رعد (۱۳ )، آیه ۳۵ و واقعه (۵۶ )، آیه ۳۳ .. در یک کلام بهشت و نعمتهاى آن، براى هیچ کس قابل تصور نیست، نعمتهایى که هیچ چشمى، ندیده و هیچ گوشى نشنیده است سجده (۳۲ )، آیه ۱۷ . .
با توجه به این نکات، باید گفت که درست است که انسان از یکنواختى ملول و خسته مىشود و طالب تجدد و تنوع است .
هر زمان نو صورتى و نو جمال تا ز نو دیدن فرد میرد ملال
برخى گفتهاند: این خصیصه ذاتى بشر است که مشتاق چیزهایى است که ندارد و داشتن و وصال، مدفن عشق و علاقه و خواستن است! اما نظر دقیقتر این است که اگر واقعاً چیزى مطلوب و محبوب غریزى و ذاتى و به خصوص فطرى انسان باشد، ممکن نیست که وصال و رسیدن، او را سرد و افسرده کند .
نعمتهاى بهشتى همه مطابق خواستههاى ذاتى و فطرى انسان است؛ از این رو انسان هرگز از آن خسته و ملول نمىشود و هیچ گاه تمناى تعویض و تبدیل آن را نمىکند. همچون علاقه طفل به دامان مادر که هیچ گاه احساس خستگى نمىکند؛ بلکه نگران این است که مبادا مادر از او جدا شود. به همین جهت خداوند متعال در توصیف بهشت و بهشتیان مىفرماید: «خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً »؛ کهف (۱۸ )، آیه ۱۰۸ . ؛ «جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمىکنند» .
هر انسانى در حد توان و استعداد خودش، به تمام خواستهها و مطلوبهاى خویش مىرسد هنگامى که به هدف اصلى رسیده، دیگر به دنبال هدف دیگر نمىگردد . علاوه بر اینکه بهشت، داراى مراتب و درجاتى است و هر انسانى متناسب با استعدادها و مطلوبهاى خویش و زمینههایى که در دنیا فراهم کرده، از درجات و بهشتهاى گوناگون، بهرهمند مىشود . از این رو برخى در بهشت «رضوان»، گروهى در بهشت «فردوس» و عدهاى در بهشتهاى دیگر جاى مىگیرند . هر انسانى به تناسب ویژگىهاى اخلاقى و تلاشى که در این دنیا انجام داده، به مراتبى از بهشت و بهشتها دست خواهد یافت .
امام خمینى رحمه الله خطاب به رهروان نور و هدایت مىفرماید: «بدان اى عزیز که عزم و اراده قویه در آن عالَم، خیلى لازم است و... یکى از مراتب بهشت - که از بهترین بهشتها است اراده و عزم است که انسان تا داراى اراده نافذ و عزم قوى نباشد، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود» شرح چهل حدیث، ص ۱۲۵، (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى) . .
بنا بر آنچه گفته شد، بهشت تنها جاى خوردن و آشامیدن و بهرهمندى از لذتهاى مشهور نزد عموم مردم نیست؛ بلکه کسانى که در این دنیا لذتهاى عمومى براى آنها جاذبه نداشته و با همت و تلاش، به دنبال دستیابى به مراتب علمى و معنوى بودهاند و یا با حفظ ایمان، در جهت اجراى طرحهاى عظیم، براى جامعه بشرى تلاش کردهاند؛ به طور یقین از بهشتها و مراتب بهشت بالاتر بهرهمند خواهند شد . هیچگونه رکود، سکون و خستگى براى آنها پیش نمىآید و آنان تحقق آرزوهاى دست نیافته خود را به طور آسانتر و بدون مزاحمت در آنجا خواهند یافت .
حال ممکن است سؤال شود: آیا زندگى در بهشت خستگى آور نیست؟ انسان هر چه را نداشته باشد، وقتى به آن دست یافت، لذت مىبرد. اگر قرار باشد همه نعمتها را به بهترین صورت در یک زمان به انسان بدهند، آیا زندگى یکنواخت و ملالت آور نخواهد شد؟
در پاسخ به این پرسش، نظر سه تن از اندیشوران و دانشمندان بزرگ نقل مىشود:
۱ . شهید مرتضى مطهرى
اگر آنچه که در بهشت هست، از نوع آن چیزهایى است که در دنیا است، مطلب از همین قرار است که در سؤال آمده؛ یعنى، آنجا هم انسان دچار دلزدگى و خستگى خواهد شد . امّا در بهشت انسان به چیزى مىرسد که عین خواسته نهایى او است و آن کمال مطلق است . به طورى که بعد از آن کمالى نیست که انسان در آرزوى مافوق آن باشد . قرآن هم ظاهراً براى همین نکته بوده است که این تعبیر را درباره بهشت مىکند: «لایَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً »؛ کهف (۱۸ )، آیه ۱۰۸ .؛ برعکس نعمتهاى دنیا - که وقتى داشته باشد خسته و طالب تحول و تجدد مىشود اگر به انسان چیزى بدهیم که ماوراى آن چیزى نیست و آن «همه چیز» باشد، دیگر خستگى معنا ندارد .
اینجا است که اهل معرفت معتقدند: مطلوب واقعى انسان (یعنى آنچه که در آرزوى انسان است) غیر از غریزهها است . غریزه حساب دیگرى است؛ یک نیروى تقریباً مادّى و حیوانى است که انسان را مىکشاند . آن چیزى که به صورت هدف و ایده و کمال آرزو در انسان واقعاً وجود دارد، غیر از خدا هیچ چیز نیست .
حافظ مىگوید:
روشن از پرتو رویت نظرى نیست که نیست منت خاک درت بر بصرى نیست که نیست
ناظر روى تو صاحب نظرانند آرى سرّ گیسوى تو در هیچ سرى نیست که نیست
یا سعدى مىگوید:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
نه فلک راست مسلّم نه ملک را حاصل آنچه در سرّ سویداى بنى آدم از اوست
آنچه که در سّر سویداى بنى آدم مىدانند، همین است که او جز با خداى خودش با هیچ جا پیوند واقعى ندارد ؛ با هر چه پیوند داشته باشد، پیوندى است موقتى و مجازى، و روزى این پیوند را خواهد برید معاد، ، ص ۱۷۰ - ۱۷۲ . .
۲ . آیت اللَّه جوادى آملى
ما اگر معناى ثبات را از سکون جدا کنیم و براى ما روشن شود که به دارالقرار مىرسیم، این سؤال براى ما مطرح نیست .
ما یک ساکن داریم و یک ثابت . مثلاً درختى اینجا ساکن است، امّا بالاخره از بین مىرود . امّا معادلات ریاضى ثابت هستند و زمان ندارند . نه در مکان خاصى و نه در زمان خاصى قرار دارند . قضایاى ریاضى نه در مکانى هستند که بشوند متمکّن و نه تاریخ و زمان دارند که بشوند متزّمن . اگر چیزى نه زمان دار بود و نه مکان دار، ثابت است و نه ساکن . انسان هم که به دار ثبات و دارالقرار مىرسد، خستگى و دلزدگى براى او معنا ندارد؛ زیرا آنچه ملال آور است، رکود و سکون است، نه ثبوت و لذت دائمى .
۳ . آیت اللَّه حسن زاده آملى
به فرموده خداى متعال: «لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها »؛ ق (۵۰ )، آیه ۳۵ . ؛ «(-(در بهشت )-) براى آنان هر چه بخواهند حاضر است» .
این آیه و آیات مشابه، دلالت مىکند که خواستههاى نفس در عالم آخرت، به انشاى (ایجاد ) او است، بلکه همه لذّتها و رنجهاى او در آن عالَم، از مقوله فعلاند، نه اِنفعال .
لذّتهاى دنیوى همه از قبیل انفعالاند؛ یعنى، از خارج بر نفس وارد مىشوند و در وى اثر مىکنند. برخلاف لذتهاى آخرت که از باب فعل و تأثیر و انشاى نفساند . در روایت آمده است: فرشتگان باید از اهل بهشت اجازه بگیرند تا بر آنان وارد شوند و بالاترین سلطنتها همین است که اهل بهشت، هر چه اراده کننده، بشود .
آنچه ملالت و خستگى را به دنبال دارد، انفعال نفسانى است؛ نه فعل و تأثیر و انشاى نفس و لذا در عالم آخرت، هیچ گونه خستگى و مَلالتى وجود ندارد هزار و یک نکته، نکته ۷۹۶ و ۹۲۳ . .
در پایان گفتنى است: آن گاه آدمى از لذتى دلزده مىشود که رفته رفته خسته شود و لذت او رو به کاهش باشد . اما اگر خستگى بر انسان عارض نشود و همچنان آدمى در اوج لذت باشد، احساس دلزدگى براى او پیش نمىآید . و این همان ویژگى نعمتهاى بهشت و لذتهاى بهشتیان است که خداوند متعال به لطف و کرامت خود، به تمامى مؤمنان درستکار و بندگان دوستدارش نصیب مىفرماید .



